تبلیغات
پیام مدنیت - تعزیه یا سیاوشان
 
پیام مدنیت
شب نگردد روشن از اسم چراغ******نام فروردین نیارد گل به باغ
درباره وبلاگ


مانند همه شعارهای دیگر همچون آزادی یا خودکفایی، باید به راه حل ها و مکانیسم ها بیندیشیم. مشکل جامعه این است که نه شعار دهنده و نه کسی که به نفعش شعار می دهد و نه کسی که علیه او شعار می دهند، به راهکار نمی اندیشند

مدیر وبلاگ : امیر علی
نویسندگان
پنجشنبه 20 آذر 1393 :: نویسنده : امیر علی
در سراسر ایران از ساحل خزر تا خلیج همیشه فارس ، از کوههای سر به فلک کشیده زاگرس تا کویر لوت در ایام محرم و صفر تعزیه برگزار می شود. تعزیه به طور عمده، آئین ایرانی سوگ فرزندان امام اول شیعیان است که در گسترده ترین بعد آن به نمایش کشیدن واقعه کربلا و مصائب وارده بر اهل بیت حسین است. از آنجا که در منطقه ای جز ایران و شهرهای شیعه نشین عراق (که جزئی از ایران قدیم بوده) رسم عزاداری پیشوایان تشیع به این شکل گرفته می‌شود، ناچار باید بر رنگ اصیل ایرانی چنین مراسمی تاکید کرد و ریشه آن را در آئین ایرانی جستجو کرد. سیاه پوشیدن چه در عزای امام سوم و چه در دیگر سوگ‌های ایرانیان از آئین سوگ سیاوش آمده است. 

سیاه پوشیدن نه در بین اعراب وجود داشته و نه در بین پارسیانی که همسایه ما بوده اند. پیامبر اسلام حتی سیاه پوشیدن را نکوهیده است. میدانیم که در مراسم عزاداری برای امام سوم شیعیان، عزاداران آرزو می کنند که کاش همراه او بودند و به آن فیض عظیم می رسیدند. یعنی عزاداران آرزو می کنند که چون امام خود باشند و با او در سرنوشتش شریک. این حس، تازه و ویژه شیعیان نیست. وحدت با قهرمانان آرزوی دیرینه بشر است و در سیاوشان ، فراوان به چشم می خورد. قتل ناجوانمردانه و مظلومانه ی سیاوش آن هم در سرزمین دشمن و در عین بی گناهی ، تأثیر عاطفی عمیقی بر ایرانیان گذاشت. طوری که برای تازه نگه داشتن این درد و غم و زنده نگه داشتن حسّ انتقامجویی از تورانیان ، همه ساله نمایش مرگ سیاوش را برگزار می کردند.

این رسمی بود که قرن ها در میان ایرانیان رواج داشت و تا همین اواخر نیز در برخی از نقاط کشور از جمله در اطراف شیراز نمایش « مرگ سیاوش » معمول و مرسوم بود. بعد از اسلام آوردن ایرانیان و دلبستگی و ارادت عمیق نسبت به خاندان عصمت و طهارت (س) و پس از شهادت مظلومانه ی امام حسین (ع) و یارانش در واقعه ی جانسوز کربلا، شیعیان ایران با الهام از حرکت حضرت زینب (س) در نصب پرچم قرمز رنگ بر مزار برادر به نشانه خونخواهی در روز موعود و بدلیل وجود خوی پهلوانی و مبارزه با ظلم با برگزاری مراسمی به موازات مراسم مرگ سیاوش این حسّ انتقام جویی را نسبت به قهرمانان واقعه کربلا در خود زنده نگه داشته اند.

استاد سیمین دانشور در داستان سووشون بگونه ای این نمایش و تعزیه ی ملّی ( سیاوش ) را روایت می کند که بیننده یا شنونده ، گمان می کند دارد تعزیه ی امام حسین (ع) را می بیند یا می شنود. اما متاسفانه کم لطفی هایی را از سوی برخی دوستان در خصوص آواز ایرانی و تعزیه شاهد هستیم که با بیان مباحثی قصد در، زیر سوال بردن این فرهنگ غنی ایرانی دارند و یا از آن سو با تولید مداحی با زمینه سبک موسیقی غرب سعی در به پوچی کشاندن عزاداری اصیل ایرانیان در مرگ قهرمانانشان......

با کسب اجازه از اساتید آواز ایرانی و موسیقی سنتی، لازم می بینم مختصراً در خصوص وامداری آواز ایرانی با آواز تعزیه اشاراتی را داشته باشم.

موسیقی آوازی در تعزیه به قدری حائز اهمیت است که بازیگران این نمایش دینی باید با دستگاه های موسیقی آشنا بوده و آگاهی کافی داشته باشند تا بتوانند شبیه خوانی خود را به گونه ای که در دل مخاطب بنشیند پیاده نمایند. رجز خوانی مخصوص شبیه خوان شمر است و امام خوان ها آوازهای خود را بیشتر در مایه های متین مثلاً راست پنجگاه ، رهاوی و نوا میخواندند. ایفاگر نقش حضرت علی اکبر با دستگاه دشتی به وداع حرم می رود و وقتی شبیه خوان حضرت عباس در چهارگاه و حر در گوشه عراق می خواند چنان جوی را بر مجلس حاکم می کند که بیننده سراپا گوش شده و برایش تعزیه خوانی تبدیل به یک هنر دینی می شود هنری برای به تصویر کشیدن صلابت و پهلوانی تنها علمدار حسین(ع).

تاریخ موسیقی ایرانی با حضور موسیقی دانانی همچون نکیسا و باربد از دوره ساسانی گویای قدمت چند هزارساله موسیقی آواز ایرانی است. البته نام اساتید بزرگی را همچون احمد خان ، قلی خان شاهی ، نکیسا و اقبال السلطان در لیست شبیه خوانان قدیمی می توان یافت و این سند حاکی پیوندی قدیمی و محکم بین آواز ایرانی با آواز تعزیه است.

در زمان صفویه بدلایل تعصبات گوناگون در حوزه موسیقی و محدودیتهای حکومتی، موسیقی دانان را بر آن داشت تا برای حفظ یادگار پدران خود ، موسیقی را با مذهب بیامیزند و بهترین بستر موجود را برای حفظ آن ، تغزیه دیدند. با گذشت زمان و با قدرت گرفتن قاجار در حکومت ایران فضا برای موسیقی باز شد و خوش آواز ترین خوانندگان موسیقی سنتی عهده دار نقشهای اصلی در تعزیه شدند در این دوره تقریبا کلیه دستگاههای موسیقی به همراه گوشه هایشان در مجالس تغزیه لذت گوش دادن به این تئاتر دینی را دو چندان می کردند.

بعنوان مثال میتوان از گفته استاد حسین خواجه امیری در خصوص زمان شش ماهه یادگیری آواز نزد استاد صبا ، به عمق پیوند آواز ایرانی وتعزیه پی برد. استاد دلیل موفقیتشان را در این مدت این طور بیان کردند که: چون من قبلا تعزیه خوان بودم با تمامی دستگاهها آشنایی داشتم. جای افسوس است که نمونه ای از شبیه خوانی استاد حسین خواجه امیری در آرشیوی وجود ندارد که بس شینیدنی بود، شبیه خوانی استاد با آن نوای گرم و مهارت بالای آوازش.

در هر صورت با وجود تفاوتهایی بین آواز ایرانی با آواز تعزیه، این دو وامدار یکدیگرند و جداناشدنی.





نوع مطلب : ادبی، مذهبی، فلسفی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
بانك اهداكنندگان سلولهای بنیادی ایران